قرآن; کتاب زندگی...کتابی برای هدایت

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ
مشخصات بلاگ
قرآن; کتاب زندگی...کتابی برای هدایت

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا (30 فرقان )
و پیامبر گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها کردند

در تاریخ 93/09/27 تصمیم گرفتیم با گروهی از دوستان روزانه یه صفحه قرآن بخونیم
و هر کس توی هر صفحه ای نکته ای براش جالب بود ، یا چیزی در موردش می دونست ، یا تفسیری در مورد اون صفحه خونده بود رو با یقیه به اشتراک بذاره
اینجا رو هم بنا کردیم برای اینکه اگه خواستیم یه روزی مروری به مطالب بکنیم برامون ساده تر باشه
و یا اگه دوستی وسطای راه بهمون پیوست بتونه مطالب قبلی رو مرور کنه
شایدم یه زمانی بچه هامون خواستن بدونن فهم مادراشون از قرآن چه جوری بوده
هر چند امیدواریم که به زودی حضرت مهدی علیه السلام ظهور کنن و ما و بچه هامون قرآن رو همونجور بفهمیم که باید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

آخرین مطالب
شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۵۳ ق.ظ

557 . صفحه 557


پنجم تیر : 



نفیسه : 



(آیه 10)- در ادامه آیات قبل این آیه مى‏افزاید: «اما کسانى که کافر شدند، و آیات ما را تکذیب کردند اصحاب دوزخند، جاودانه در آن مى‏مانند، و (سرانجام آنها) سرانجام بدى است» (و الذین کفروا و کذبوا بآیاتنا اولئک اصحاب النار خالدین فیها و بئس المصیر).

در اینجا نیز، عامل بدبختى دو چیز شمرده شده است: «کفر» و «تکذیب آیات الهى» که ضد «ایمان» و «عمل صالح» است، و در نتیجه در آنجا سخن از بهشت جاویدان است و در اینجا از دوزخ همیشگى، آنجا فوز عظیم است و اینجا بئس المصیر و سرانجام مرگبار!


(آیه 11)- همه مصائب به فرمان اوست! در این آیه به یک اصل کلى در مورد مصائب و حوادث دردناک این جهان اشاره مى‏کند، شاید از این جهت که همیشه وجود مصائب دستاویزى براى کفّار در مورد نفى عدالت در این جهان بوده است، و یا از این نظر که در راه تحقق ایمان و عمل صالح همیشه مشکلاتى وجود دارد که بدون مقاومت در برابر آنها مؤمن به جائى نمى‏رسد، و به این ترتیب رابطه این آیات با آیات گذشته روشن مى‏شود.

نخست مى‏فرماید: «هیچ مصیبتى رخ نمى‏دهد مگر به اذن خدا» (ما اصاب من مصیبة الا باذن الله).

منظور از «اذن» در اینجا همان اراده تکوینى خداوند است، نه اراده تشریعى.

از مجموع آیاتى که درباره مصائب در قرآن مجید آمده بر مى‏آید که مصائب بر دو گونه است: مصائبى که با طبیعت زندگى انسان سرشته شده، و اراده بشر کمترین تأثیرى در آن ندارد، مانند مرگ و میر و قسمتى از حوادث دردناک طبیعى.

دوم مصائبى که انسان به نحوى در آن نقشى داشته باشد.

قرآن درباره دسته اول مى‏گوید: همه به اذن خدا روى مى‏دهد و درباره قسم دوم مى‏گوید: به خاطر اعمال خودتان دامانتان را مى‏گیرد.

سپس در دنباله آیه به مؤمنان بشارت مى‏دهد که: «و هر کس به خدا ایمان آورد، خدا قلبش را هدایت مى‏کند» (و من یؤمن بالله یهد قلبه). آن چنان که در برابر مصائب زانو نزند، مأیوس نشود، جزع و بیتابى نکند.

این هدایت الهى هنگامى که به سراغ انسان آید در نعمتها شاکر مى‏شود و در مصیبتها صابر، و در برابر قضاى الهى تسلیم.

و در پایان آیه مى‏فرماید: «و خداوند به هر چیز داناست» (و الله بکل شى‏ء علیم).

این تعبیر مى‏تواند اشاره اجمالى به فلسفه مصائب و بلاها باشد که خداوند روى علم و آگاهى بى‏پایانش براى تربیت بندگان و اعلام بیدارباش و مبارزه با هرگونه غرور و غفلت گهگاه در زندگانى آنها مصائبى ایجاد مى‏کند، تا به خواب فرو نروند و موقعیت خویش را در دنیا فراموش نکنند، و دست به طغیان و سرکشى نزنند.


(آیه 12)- و از آنجا که معرفت مبدأ و معاد که در آیات قبل، پایه ریزى شده و اثر حتمى آن، تلاش در راستاى اطاعت خدا و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله است، در این آیه مى‏افزاید: «و اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر را» (و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول).

ناگفته پیداست که اطاعت رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله نیز شعبه‏اى از اطاعت خداوند است، چرا که او از خود چیزى نمى‏گوید، و تکرار «اطیعوا» در اینجا اشاره به همین است که این دو در عرض هم نیست، بلکه یکى از دیگرى سرچشمه مى‏گیرد، از این گذشته اطاعت خداوند، مربوط به اصول قوانین و تشریع الهى است، و اطاعت رسول مربوط به تفسیرها و مسائل اجرائى مى‏باشد، بنابر این یکى اصل و دیگرى فرع است.

سپس مى‏فرماید: «اگر شما روى گردان شوید (و اطاعت نکنید، او هرگز مأمور به اجبار شما نیست) رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفه‏اى ندارد» (فان تولیتم فانما على رسولنا البلاغ المبین).

آرى! او موظف به رساندن پیام حق است، بعدا سر و کار شما با خداست، و این تعبیر یک نوع تهدید جدّى و سربسته است.


(آیه 13)- در این آیه اشاره به مسأله توحید در عبودیت مى‏کند که به منزله دلیلى براى وجوب اطاعت است، مى‏فرماید: «خداوند (کسى است که) هیچ معبودى جز او نیست» (الله لا اله الا هو).

«مؤمنان باید فقط بر او توکل کنند» (و على الله فلیتوکل المؤمنون).

غیر از او هیچ کس شایسته عبودیت نیست، چرا که مالکیت و قدرت و علم و غنا، همه از آن اوست، و دیگران هر چه دارند، از او دارند. و به همین دلیل نباید در برابر غیر او سر تسلیم و تعظیم فرود آورند و نیز به همین دلیل براى حل هرگونه مشکل باید از او مدد گیرند و فقط بر او توکل کنند.


(آیه 14)-

شأن نزول:

در روایتى از امام باقر علیه السّلام مى‏خوانیم: که در مورد آیه «انّ من ازواجکم ...» فرمود: منظور این است که وقتى بعضى از مردان مى‏خواستند هجرت کنند پسر و همسرش دامن او را مى‏گرفتند و مى‏گفتند: تو را به خدا سوگند که هجرت نکن، زیرا اگر بروى ما بعد از تو بى‏سرپرست خواهیم شد، بعضى مى‏پذیرفتند و مى‏ماندند، آیه نازل شد و آنها را از قبول این گونه پیشنهادها و اطاعت فرزندان و زنان در این زمینه‏ها بر حذر داشت.

اما بعضى دیگر اعتنا نمى‏کردند و مى‏رفتند ولى به خانواده خود مى‏گفتند: به خدا اگر با ما هجرت نکنید و بعدا در (دار الهجرة) مدینه نزد ما آئید ما مطلقا به شما اعتنا نخواهیم کرد، ولى به آنها دستور داده شد که هر وقت خانواده آنها به آنها پیوستند گذشته را فراموش کنند و جمله «و ان تعفوا و تصفحوا ...» ناظر به همین معنى است.

تفسیر:

اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند! از آنجا که در آیات گذشته فرمان به اطاعت بى‏قید و شرط خدا و رسولش آمده بود، و نیز یکى از موانع مهم این راه علاقه افراطى به اموال و همسران و فرزندان است در اینجا به مسلمانان در این زمینه هشدار مى‏دهد.

نخست مى‏گوید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! بعضى از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها بر حذر باشید» (یا ایها الذین آمنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم فاحذروهم).

البته نشانه‏هاى این عداوت کم نیست گاه مى‏خواهید اقدام به کار مثبتى همچون هجرت کنید دامان شما را مى‏گیرند و مانع این فیض عظیم مى‏شوند، و گاه انتظار مرگ شما را مى‏کشند تا ثروت شما را تملک کنند، و مانند اینها.

البته این دشمنى گاه در لباس دوستى است و به گمان خدمت است، و گاه به راستى با نیت سوء و قصد عداوت انجام مى‏گیرد، و یا به قصد منافع خویشتن.

ولى از آنجا که ممکن است این دستور بهانه‏اى براى خشونت و انتقام‏جوئى و افراط از ناحیه پدران و همسران گردد بلافاصله در ذیل آیه براى تعدیل آنها مى‏فرماید: «و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید (خداوند شما را مشمول عفو و رحمتش قرار مى‏دهد) چرا که خداوند بخشنده و مهربان است» (و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحیم).

بنابر این اگر آنها از کار خود پشیمان شدند و در مقام عذرخواهى برآمدند، و یا بعد از هجرت به شما پیوستند آنها را از خود نرانید، عفو و گذشت پیشه کنید، همان طور که انتظار دارید خدا هم با شما چنین کند.


(آیه 15)- در این آیه به یک اصل کلى دیگر در مورد اموال و فرزندان اشاره کرده، مى‏فرماید: «اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شما هستند»نما اموالکم و اولادکم فتنة).

و اگر در این میدان آزمایش، از عهده برآئید «اجر و پاداش عظیم نزد خداوند (از آن شما) خواهد بود» الله عنده اجر عظیم).

در آیه گذشته تنها سخن از عداوت بعضى از همسران و فرزندان نسبت به انسان بود که او را از راه اطاعت خدا منحرف ساخته، به گناه، و گاهى به کفر مى‏کشانند، ولى در اینجا سخن از همه فرزندان و اموال است که وسیله آزمایش انسانند.

در واقع این دو موضوع، بیش از هر چیز دیگر وسیله امتحان است، و به همین دلیل در روایتى از امیر مؤمنان على علیه السّلام مى‏خوانیم که فرمود: «هیچ کس از شما نگوید: خداوندا! من به تو پناه مى‏برم، از امتحان و آزمایش، چرا که هرکس داراى وسیله آزمایشى است (و حداقل مال و فرزندى دارد و اصولا طبیعت زندگى دنیا، طبیعت آزمایش و بوته امتحان است) ولکن کسى که مى‏خواهد به خدا پناه برد، از امتحانات گمراه کننده پناه برد چه این که خداوند مى‏گوید. بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمون است».


(آیه 16)- در این آیه، به عنوان نتیجه‏گیرى مى‏فرماید: «پس تا مى‏توانید تقواى الهى پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که براى شما بهتر است» (فاتقوا الله ما استطعتم و اسمعوا و اطیعوا و انفقوا خیرا لانفسکم).

نخست دستور به اجتناب از گناهان مى‏دهد- چرا که تقوا بیشتر ناظر به پرهیز از گناه است- و سپس دستور به اطاعت فرمان و شنیدنى که مقدمه این اطاعت است و از میان طاعات بخصوص روى مسأله انفاق که از مهمترین آزمایشهاى الهى است تکیه مى‏کند و سرانجام هم مى‏گوید: سود تمام اینها عائد خود شما مى‏شود.

در پایان آیه به عنوان تأکیدى بر مسأله انفاق مى‏فرماید: «و کسانى که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند رستگارانند» (و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون).

این دو صفت رذیله از بزرگترین موانع رستگارى انسان، و بزرگترین سدّ راه انفاق و کارهاى خیر است.

در حدیثى مى‏خوانیم که امام صادق علیه السّلام از شب تا صبح طواف خانه خدا به جا مى‏آورد و پیوسته مى‏فرمود: «اللّهمّ ق شحّ نفسى خداوندا! مرا از حرص و بخل خودم نگاهدار».

یکى از یارانش عرض مى‏کند: فدایت شوم، امشب نشنیدم غیر از این دعا، دعاى دیگرى کنى! فرمود: «چه چیز از بخل و حرص نفس مهمتر است در حالى که خداوند مى‏فرماید: و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون».


(آیه 17)- سپس براى تشویق به انفاق و جلوگیرى از بخل و شحّ نفس مى‏فرماید: «اگر به خدا، قرض الحسنه دهید، آن را براى شما مضاعف مى‏سازد، و شما را مى‏بخشد، و خداوند شکر کننده و بردبار است» (ان تقرضوا الله قرضا حسنا یضاعفه لکم و یغفر لکم و الله شکور حلیم).

چه تعبیر عجیبى خدائى که آفریننده اصل و فرع وجود ما، و بخشنده تمام نعمتهاست از ما وام مى‏طلبد! و در برابر آن وعده «اجر مضاعف و آمرزش» مى‏دهد، و نیز از ما تشکر مى‏کند، لطف و محبت بالاتر از این تصور نمى‏شود.


(آیه 18)- و بالاخره در آخرین آیه، مى‏فرماید: «او داناى پنهان و آشکار است و او عزیز و حکیم است» (عالم الغیب و الشهادة العزیز الحکیم).

از اعمال بندگان مخصوصا انفاقهاى آنها، در نهان و آشکار، با خبر است، و اگر از آنها تقاضاى قرض مى‏کند، نه به خاطر نیاز و عدم قدرت است بلکه به خاطر کمال لطف و محبت است، و اگر این همه پاداش در برابر انفاقها به آنها وعده مى‏دهد، این نیز مقتضاى حکمت اوست.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی