602 . صفحه 602
نوزدهم مرداد :
نفیسه :
سوره قریش،صد و ششمین سوره قرآن میباشد.
این سوره در «مکّه» نازل شده و 4 آیه دارد.
محتواى سوره:
این سوره در حقیقت مکمل سوره «فیل» محسوب مىشود و آیات آن دلیل روشنى بر این مطلب است.
محتواى این سوره بیان نعمت خداوند بر قریش و الطاف و محبتهاى او نسبت به آنهاست، تا حسّ شکرگزارى آنها تحریک شود و به عبادت پروردگار این بیت عظیم که تمام شرف و افتخارشان از آن است قیام کنند.
همان گونه که در آغاز سوره «و الضّحى» گفتیم آن سوره و سوره «الم نشرح» در حقیقت یک سوره محسوب مىشود، همچنین سوره «فیل» و سوره «قریش» چرا که پیوند مطالب آنها بقدرى است که مىتواند دلیل بر وحدت آن دو بوده باشد.
به همین دلیل براى خواندن یک سوره کامل در هر رکعت از نماز اگر کسى سورههاى فوق را انتخاب کند باید هر دو را با هم بخواند.
فضیلت تلاوت سوره:
در حدیثى از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله نقل شده که فرمود:
«کسى که آن را بخواند به تعداد هر یک از کسانى که در گرد خانه کعبه طواف کرده، یا در آنجا معتکف شده، ده حسنه به او مىدهند».
مسلما چنین فضیلتى از آن کسانى است که در پیشگاه خداوندى که پروردگار کعبه است سر تعظیم فرود آورده، او را عبادت کنند، و احترام این خانه را پاسدارى کرده و پیامش را با گوش جان بشنوند و به کار بندند.
(آیه 1)- از آنجا که در سوره قبل شرح نابودى اصحاب الفیل و لشکریان «ابرهه»- که به قصد نابود کردن خانه کعبه آمده بودند- آمد، در اولین آیه این سوره که در واقع تکمیلى است براى سوره «فیل» مىفرماید: کیفر لشکر فیل سواران «به خاطر این بود که قریش (به این سرزمین مقدس) الفت گیرند» و زمینه ظهور پیامبر فراهم شود (لایلاف قریش).
زیرا آنها و تمام اهل «مکّه» به خاطر مرکزیت و امنیت این سرزمین در آنجا سکنى گزیده بودند، بسیارى از مردم حجاز هر سال به آنجا مىآمدند، مراسم حج را به جا مىآوردند و مبادلات اقتصادى و ادبى داشتند و از برکات مختلف این سرزمین استفاده مىنمودند.
همه اینها در سایه امنیت ویژه آن بود، اگر با لشکرکشى ابرهه و امثال او این امنیت خدشهدار مىشد یا خانه کعبه ویران مىگشت دیگر کسى با این سرزمین الفتى پیدا نمىکرد.
(آیه 2)- در این آیه مىافزاید: «الفت آنها در سفرهاى زمستانه و تابستانه» و به خاطر این الفت به آن بازگردند! (ایلافهم رحلة الشتاء و الصیف).
ممکن است منظور الفت بخشیدن قریش به این سرزمین مقدس باشد که آنها در طول سفر تابستانه و زمستانه خود عشق و علاقه به این کانون مقدس را از دل نبرند، و به خاطر امنیتش به سوى آن باز گردند، نکند تحت تأثیر مزایاى زندگى سرزمین یمن و شام واقع شوند و «مکّه» را خالى کنند.
و یا این که منظور ایجاد الفت میان قریش و سایر مردم در طول این دو سفر بزرگ است، چرا که بعد از داستان ابرهه مردم با دیده دیگرى به آنها مىنگریستند، و براى کاروان قریش احترام و اهمیت و امنیت قائل بودند.
مىدانیم زمین «مکّه» باغ و زراعتى نداشت، دامدارى آن نیز محدود بود،بیشترین درآمد آن از طریق همین کاروانهاى تجارى تأمین مىشد، در فصل زمستان به سوى جنوب یعنى سرزمین یمن که هواى آن نسبتا گرم بود روى مىآوردند، و در فصل تابستان به سوى شمال و سرزمین شام که هواى ملایم و مطلوبى داشت، و اتفاقا هم سرزمین یمن و هم سرزمین شام از کانونهاى مهم تجارت در آن روز بودند، و مکّه و مدینه حلقه اتصالى در میان آن دو محسوب مىشد.
البته قریش با کارهاى خلافى که انجام مىدادند مستحق این همه لطف و محبت الهى نبودند، اما چون مقدر بود از میان آن قبیله، و از آن سرزمین مقدس، اسلام و پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله طلوع کند، خداوند این لطف را در حق آنها انجام داد.(آیه 3)- در این آیه چنین نتیجه مىگیرد که قریش با این همه نعمت الهى که به برکت کعبه پیدا کردهاند «پس (به شکرانه این نعمت بزرگ) باید پروردگار این خانه را عبادت کنند» نه بتها را (فلیعبدوا رب هذا البیت).
(آیه 4)- «همان کس که آنها را از گرسنگى نجات داد و از ترس و ناامنى ایمن ساخت» (الذى اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف).
از یکسو به آنها رونق تجارت عطا فرمود، و جلب منفعت نمود، و از سوى دیگر ناامنى را از آنها دور کرد و دفع ضرر فرمود، و اینها همه با شکست لشکر «ابرهه» فراهم گشت، و در حقیقت استجابت دعاى ابراهیم بنیانگذار کعبه بود، ولى آنها قدر این همه نعمت را ندانستند، و این خانه مقدس را به بتخانهاى تبدیل کردند، و عبادت بتان را بر پرستش خداى خانه مقدم داشتند، و سرانجام ثمره شوم این همه ناسپاسى را دیدند.
سوره ماعون،صد و هفتمین سوره قرآن میباشد.
این سوره در «مکّه» نازل شده و داراى 7 آیه است.
محتوا و فضیلت سوره:
در این سوره صفات و اعمال منکران قیامت در پنج مرحله بیان شده، که آنها به خاطر تکذیب این روز بزرگ چگونه از «انفاق» در راه خدا، کمک به «یتیمان» و «مسکینان» سرباز مىزنند، و چگونه در مورد «نماز» مسامحه کار و ریا کارند، و از کمک به «نیازمندان» روى گردانند؟
در فضیلت تلاوت این سوره در حدیثى از امام باقر علیه السّلام آمده است که:
«هر کس این سوره را در نمازهاى فریضه و نافلهاش بخواند خداوند نماز و روزه او را قبول مىکند، و او را در برابر کارهائى که در زندگى دنیا از او سر زده است مورد محاسبه قرار نمىدهد».
در شأن نزول این سوره بعضى گفتهاند: درباره «ابوسفیان» نازل شده که هر روز دو شتر بزرگ نحر مىکرد، و خود و یارانش از آن استفاده مىنمودند اما روزى یتیمى آمد و تقاضاى چیزى کرد او با عصایش بر او زد و او را دور کرد.
(آیه 1)- اثرات شوم انکار معاد: در این سوره نخست پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله را مخاطب قرار داده، و اثرات شوم انکار روز جزا را در اعمال منکران بازگو مىکند، مىفرماید: «آیا کسى که روز جزا را پیوسته انکار مىکند دیدى»؟! (ا رایت الذى یکذب بالدین).
منظور از «دین» در اینجا «جزا» یا «روز جزا» ست، و انکار روز جزا و دادگاه بزرگ آن، بازتاب وسیعى در اعمال انسان دارد که در این سوره به پنج قسمت از آن اشاره شده است.(آیه 2)- سپس بىآنکه در انتظار پاسخ این سؤال بماند مىافزاید: «او همان کسى است که یتیم را با خشونت مىراند»! (فذلک الذى یدع الیتیم).
(آیه 3)- «و (دیگران را) به اطعام مسکین و مستمند تشویق نمىکند» (و لا یحض على طعام المسکین).
(آیه 4)- در سومین وصف این گروه، مىفرماید: «پس واى بر نمازگزارانى که ...» (فویل للمصلین).
(آیه 5)- «در نماز خود سهلانگارى مىکنند» (الذین هم عن صلاتهم ساهون).
نه ارزشى براى آن قائلند، و نه به اوقاتش اهمیتى مىدهند، و نه ارکان و شرائط و آدابش را رعایت مىکنند.(آیه 6)- در چهارمین مرحله به یکى دیگر از بدترین اعمال آنها اشاره کرده، مىفرماید: «همان کسانى که ریا مىکنند» (الذین هم یراؤن).
جامعهاى که به ریاکارى عادت کند، نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملکات فاضله دور مىشود، بلکه تمام برنامههاى اجتماعى او از محتوا تهى مىگردد، و در یک مشت ظواهر فاقد معنى خلاصه مىشود، و چه دردناک است سرنوشت چنین انسان، و چنین جامعهاى!(آیه 7)- و در آخرین مرحله مىافزاید: «و دیگران را از ضروریات زندگى منع مىکنند» (و یمنعون الماعون).
مسلما یکى از سرچشمههاى تظاهر و ریاکارى عدم ایمان به روز قیامت، و عدم توجه به پاداشهاى الهى است، و گرنه چگونه ممکن است انسان پاداشهای الهى را رها کند و رو به سوى خلق و خوشایند آنها آورد؟
«ماعون» از ماده «معن» به معنى چیز کم است، و منظور از آن در اینجا اشیاء جزئى است که مردم مخصوصا همسایهها از یکدیگر به عنوان عاریه یا تملک مىگیرند، مانند مقدارى نمک، آتش (کبریت) ظروف و مانند اینها.
بدیهى است کسى که از دادن چنین اشیائى به دیگرى خوددارى مىکند آدم بسیار پست و بىایمانى است، یعنى آنها به قدرى بخیلند که حتى از دادن این اشیاء کوچک مضایقه دارند.
پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: «کسى که وسائل ضرورى و کوچک را از همسایهاش دریغ دارد خداوند او را از خیر خود، در قیامت منع مىکند، و او را به حال خود وا مىگذارد، و هرکس خدا او را به خود واگذارد، چه بدحالى دارد؟»
سوره کوثر،صد و هشتمین سوره قرآن میباشد.
این سوره در «مکّه» نازل شده و داراى 3 آیه است.
محتوا و فضیلت سوره:
در شأن نزول این سوره مىخوانیم: «عاص بن وائل» که از سران مشرکان بود، پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله را به هنگام خارج شدن از مسجد الحرام ملاقات کرد، و مدتى با حضرت گفتگو نمود، گروهى از سران قریش در مسجد نشسته بودند و این منظره را از دور مشاهده کردند، هنگامى که «عاص بن وائل» وارد مسجد شد به او گفتند: با که صحبت مىکردى؟ گفت: با این مرد «ابتر»! توضیح این که: پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله دو فرزند پسر از بانوى اسلام خدیجه داشت:
یکى «قاسم» و دیگرى «طاهر» که او را «عبد اللّه» نیز مىنامیدند، و این هر دو در مکّه از دنیا رفتند، و پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فاقد فرزند پسر شد، این موضوع زبان بدخواهان قریش را گشود، و کلمه «ابتر» (یعنى بلا عقب) را براى حضرتش انتخاب کردند فکر مىکردند با رحلت پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله برنامههاى او به خاطر نداشتن فرزند ذکور تعطیل خواهد شد و خوشحال بودند.
قرآن مجید نازل شد و به طرز اعجاز آمیزى در این سوره به آنها پاسخ گفت، و خبر داد که دشمنان او ابتر خواهند بود، و برنامه اسلام و قرآن هرگز قطع نخواهد شد، بشارتى که در این سوره داده شده از یکسو ضربهاى بود بر امیدهاى دشمنان اسلام، و از سوى دیگر تسلّى خاطرى بود به رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله که بعد از شنیدن این لقب زشت و توطئه دشمنان قلب پاکش غمگین و مکدّر شده بود.در فضیلت تلاوت این سوره در حدیثى از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله آمده است:
«هرکس آن را تلاوت کند خداوند او را از نهرهاى بهشتى سیراب خواهد کرد و به عدد هر قربانى که بندگان خدا در روز عید (قربان) قربانى مىکنند، و همچنین قربانىهائى که اهل کتاب و مشرکان دارند، به عدد هر یک از آنان اجرى به او مىدهد».
نام این سوره (کوثر) از اولین آیه آن گرفته شده است.
(آیه 1)- ما به تو خیر فراوان دادیم! روى سخن در تمام این سوره به پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله است- مانند سوره و الضحى و سوره الم نشرح- و یکى از اهداف مهم هر سه سوره تسلّى خاطر آن حضرت در برابر انبوه حوادث دردناک و زخم زبانهاى مکرر دشمنان است.
نخست مىفرماید: «ما به تو کوثر [- خیر و برکت فراوان] عطا کردیم» (انا اعطیناک الکوثر).
«کوثر» در این که منظور از «کوثر» در اینجا چیست؟ در روایتى آمده است که وقتى این سوره نازل شد پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله بر فراز منبر رفت و این سوره را تلاوت فرمود، اصحاب عرض کردند: این چیست که خداوند به تو عطا فرموده؟
گفت: نهرى است در بهشت، سفیدتر از شیر، و صافتر از قدح (بلور) در دو طرف آن قبّههایى از درّ و یاقوت است».
بعضى آن را به نبوت تفسیر کرده، و بعضى دیگر به قرآن، و بعضى به کثرت اصحاب و یاران، و بعضى به کثرت فرزندان و ذرّیّه که همه آنها از نسل دخترش فاطمه زهرا علیها السّلام به وجود آمدند.
بعضى نیز آن را به «شفاعت» تفسیر کردهاند.
ولى ظاهر این است که «کوثر» مفهوم وسیع و گستردهاى دارد که هر یک از آنچه در بالا گفته شد یکى از مصداقهاى روشن آن است، و مصداقهاى بسیار دیگرى نیز دارد که ممکن است به عنوان تفسیر مصداقى براى آیه ذکر شود.
فراموش نباید کرد این سخن را خداوند زمانى به پیامبرش مىگوید که آثار این خیر کثیر هنوز ظاهر نشده بود، این خبرى بود از آینده نزدیک و آیندههاى دور، خبرى بود اعجازآمیز و بیانگر حقانیت دعوت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله.(آیه 2)- این نعمت عظیم و خیر فراوان شکرانه عظیم لازم دارد، هر چند شکر مخلوق هرگز حق نعمت خالق را ادا نمىکند، بلکه توفیق شکرگزارى خود نعمت دیگرى است از ناحیه او لذا مىفرماید: اکنون که چنین است «پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن» (فصل لربک و انحر).
آرى! بخشنده نعمت اوست بنابر این نماز و عبادت و قربانى که آن هم نوعى عبادت است براى غیر او معنى ندارد.
این در برابر اعمال مشرکان است که براى بتها سجده و قربانى مىکردند، در حالى که نعمتهاى خود را از خدا مىدانستند!(آیه 3)- و در آخرین آیه این سوره با توجه به نسبتى که سران شرک به آن حضرت مىدادند، مىفرماید: «و (بدان) دشمن تو قطعا بریده نسل و بىعقب است» (ان شانئک هو الابتر).
تعبیر به «شانئک» بیانگر این واقعیت است که آنها در دشمنى خود حتى کمترین ادب را نیز رعایت نمىکردند، یعنى عداوتشان آمیخته با قساوت و رذالت بود.
حضرت فاطمه علیها السّلام و «کوثر»!
گفتیم «کوثر» یک معنى جامع و وسیع دارد، و آن «خیر و برکت فراوان» است، ولى بسیارى از بزرگان علماى شیعه یکى از روشنترین مصداقهاى آن را وجود مبارک «فاطمه زهرا» علیها السّلام دانستهاند، چرا که شأن نزول آیه مىگوید: آنها پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله را متهم مىکردند که بلا عقب است، قرآن ضمن نفى سخن آنها مىگوید: «ما به تو کوثر دادیم».
از این تعبیر استنباط مىشود که این «خیر کثیر» همان فاطمه زهرا علیها السّلام است،زیرا نسل و ذریه پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به وسیله همین دختر گرامى در جهان انتشار یافت نسلى که نه تنها فرزندان جسمانى پیغمبر بودند، بلکه آیین او و تمام ارزشهاى اسلام را حفظ کردند، و به آیندگان ابلاغ نمودند، نه تنها امامان معصوم اهل بیت علیهم السّلام که آنها حساب مخصوص به خود دارند.
در اینجا به بحث جالبى از «فخر رازى» برخورد مىکنیم که در ضمن تفسیرهاى مختلف کوثر مىگوید:
قول سوم این است که این سوره به عنوان رد بر کسانى نازل شده که عدم وجود اولاد را بر پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله خرده مىگرفتند، بنابر این معنى سوره این است که خداوند به او نسلى مىدهد که در طول زمان باقى مىماند، ببین چه اندازه از اهل بیت را شهید کردند، در عین حال جهان مملوّ از آنهاست، این در حالى است که از بنى امیه (که دشمنان اسلام بودند) شخص قابل ذکرى در دنیا باقى نماند، سپس بنگر و ببین چقدر از علماى بزرگ در میان آنهاست. مانند باقر و صادق و رضا و نفس زکیه.
هزاران هزار از فرزندان فاطمه علیها السّلام در سراسر جهان پخش شدند، در میان آنها نویسندگان و فقها و محدثان و مفسران والا مقام و فرماندهان عظیم بودند که با ایثار و فداکارى در حفظ آیین اسلام کوشیدند.