قرآن; کتاب زندگی...کتابی برای هدایت

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ
مشخصات بلاگ
قرآن; کتاب زندگی...کتابی برای هدایت

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا (30 فرقان )
و پیامبر گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها کردند

در تاریخ 93/09/27 تصمیم گرفتیم با گروهی از دوستان روزانه یه صفحه قرآن بخونیم
و هر کس توی هر صفحه ای نکته ای براش جالب بود ، یا چیزی در موردش می دونست ، یا تفسیری در مورد اون صفحه خونده بود رو با یقیه به اشتراک بذاره
اینجا رو هم بنا کردیم برای اینکه اگه خواستیم یه روزی مروری به مطالب بکنیم برامون ساده تر باشه
و یا اگه دوستی وسطای راه بهمون پیوست بتونه مطالب قبلی رو مرور کنه
شایدم یه زمانی بچه هامون خواستن بدونن فهم مادراشون از قرآن چه جوری بوده
هر چند امیدواریم که به زودی حضرت مهدی علیه السلام ظهور کنن و ما و بچه هامون قرآن رو همونجور بفهمیم که باید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

آخرین مطالب
جمعه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۰۵ ق.ظ

458 . صفحه 458


بیست و هشتم فروردین : 


نفیسه : 


(آیه 84)- آخرین سخن درباره ابلیس! چند آیه آخر سوره ص در حقیقت خلاصه‏اى است از تمام محتواى این سوره و نتیجه‏اى است براى بحثهاى مختلفى که در این سوره آمده است.

نخست در پاسخ ابلیس- که تهدید کرد تمام انسانها را به جز «مخلصین» اغوا مى‏کند- خداوند «فرمود: به حق سوگند، و حق مى‏گویم» (قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ).



(آیه 85)- «که جهنم را از تو و هر کدام از آنان که از تو پیروى کند، پر خواهم کرد» (لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ).

این تأکیدات براى این است که کسى کمترین تردید و شکى در این باره به خود راه ندهد که براى شیطان و پیروانش راه نجاتى نیست و ادامه خط آنها «دار و البوار» منتهى مى‏گردد.




(آیه 86)- سپس در پایان روى سخن را به پیامبر کرده و چهار مطلب مهم را در عباراتى کوتاه بیان مى‏کند، در مرحله اول مى‏فرماید: «بگو: من از شما هیچ اجر و پاداشى نمى‏طلبم» (قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ).

و به این ترتیب به بهانه‏هاى بهانه جویان پایان مى‏دهد، و روشن مى‏سازد که من تنها طالب نجات و سعادت شما هستم، پاداش من تنها بر خداست، همان گونه که در آیات دیگرى از قرآن مجید از قبیل آیه 47 سوره سبأ به آن تصریح شده است «إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ».

این خود یکى از دلائل صدق پیامبر صلّى اللّه علیه و اله است.

در مرحله دوم مى‏گوید: «و من از متکلفین نیستم» (وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ).

سخنانم مقرون به دلیل و منطق است، و هیچ گونه تکلفى در آن وجود ندارد، عباراتم روشن و سخنانم خالى از هرگونه ابهام و پیچیدگى است.



(آیه 87)- در مرحله سوم هدف اصلى این دعوت بزرگ و نزول این کتاب آسمانى را بیان کرده، مى‏فرماید: «این (قرآن) تذکرى براى همه جهانیان است» (إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ).

آرى! مهم آن است که مردم از غفلت به درآیند و به تفکر و اندیشه پردازند.




(آیه 88)- و در چهارمین و آخرین مرحله مخالفان را با عباراتى کوتاه و پر معنى تهدید کرده، مى‏گوید: «و خبر آن را بعد از مدتى مى‏شنوید»! (وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ).

ممکن است شما این سخنان را جدى نگیرید، اما به زودى صدق گفتار من آشکار خواهد شد، هم در این جهان در میدانهاى نبرد اسلام و کفر، در منطقه نفوذ اجتماعى و فکرى، در مجازاتهاى الهى، و هم در عالم دیگر و مجازاتهاى دردناک خدا خواهید دید، خلاصه تازیانه الهى آماده است و به زودى بر گرده مستکبران و ظالمان فرود خواهد آمد.




درسهایی از سوره ی مبارکه ی صاد


65-و ما من اله الا الله الواحد القهار

1-قرآن فطرتهای خفته را بیدار و دانسته های فراموش شده را یادآوری میکند.

8-شک اگر طبیعی باشد قهر و عذابی را در پی ندارد،مگر در صورتی که میتوانسته آنرا برطرف کند و یقین حاصل نماید و در این امر کوتاهی شده باشد.بنابراین اگر تشکیک برخاسته از غرور و تحقیر و تضعیف دیگران باشد،تهدید و قهر و عذاب به دنبال دارد.

27-در تمام هستی هیچ ذره ای بیهوده خلق نشده است.

29-معارف قرآن پایان ناپذیر است.این که به همه دستور تدبر میدهد نشان آن است که هرکس تدبر نماید به نکته ی تازه ای میرسد و اگر علما و دانشمندان گذشته همه ی اسرار قرآن را فهمیده باشند ،تدبر ما لغو است.

35-استغفار قبل دعا ،سبب استجابت دعاست.

41-شکوه کردن از مشکلات نزد خداوند مانعی ندارد.

52-نشانه همسر خوب آنست که به غیر همسر خود چشم ندوزد.

62-زود قضاوت نکنیم ساید افراد به ظاهر پست امروز ،عالی مقامهای قیامت باشند.

65-نقش هشدار و انذار در تربیت،بیش از نقش بشارت است.

72-روح پس از جسم آفریده شده و از بدن مستقل و جداست.

72-فرشتگان به خاطر نفخه ی الهی،به آدم سجده کردند ولی برخی انسانها حتی به خاطر ذات حق برای خدا سجده نمیکنند.

76-نژادپرستی،تفکری شیطانی است.

83-اخلاص در عبودیت ،شرط مصونیت از دامهای ابلیس است.

88-بشر در آینده از اخبار مهم قرآن پیرامون تحقق وعده ها و پیروزی متقین و صالحین آگاه خواهد شد.

35-رب اغفرلی




سی و نهمین سوره قرآن کریم،سوره زمر است.

این سوره در «مکّه» نازل شده و 75 آیه دارد.‏

محتواى سوره:

سوره زمر از چند بخش مهم تشکیل یافته است:

1- چیزى که بیش از همه در سراسر این سوره منعکس است مسأله دعوت به توحید خالص مى‏باشد، توصیه در تمام ابعاد و شاخه‏هایش و تعبیراتش در این زمینه آن چنان مؤثر است که قلب انسان را به سوى اخلاص مى‏کشاند و جذب مى‏کند.

2- مسأله دیگر مسأله «معاد» و دادگاه بزرگ عدالت خداست، مسأله ثواب و جزا، غرفه‏هاى بهشتى، و سایبانهاى آتشین دوزخى، مسأله ترس و وحشت روز قیامت، و آشکار شدن نتایج اعمال، و ظاهر شدن خود آنها در آن صحنه بزرگ.

این مسائل که بر محور معاد دور مى‏زند آن چنان با مسائل توحیدى آمیخته است که گوئى تار و پود یک پارچه را تشکیل مى‏دهد.

3- بخش دیگرى از این سوره که تنها قسمت کوتاهى از آن را اشغال مى‏کند اهمیت قرآن مجید است.

4- بخش دیگرى که آن هم نسبتا کوتاه است بیان سرنوشت اقوام پیشین و مجازات دردناک الهى نسبت به تکذیب کنندگان آیات حق مى‏باشد.

5- بالاخره بخشى از این سوره نیز پیرامون مسأله توبه و باز بودن درهاى بازگشت به سوى خداست.

این سوره به نام سوره «زمر» معروف است که از آیه 71 و 73 این سوره گرفته شده.

فضیلت تلاوت سوره:

در حدیثى از پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و اله مى‏خوانیم: «کسى که سوره زمر را قرائت کند خداوند امیدش را (از رحمت خود) قطع نخواهد کرد، و پاداش کسانى را که از خدا مى‏ترسند به او عطا مى‏کند».

و در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السّلام چنین نقل شده: «کسى که سوره زمر را تلاوت کند خداوند شرف دنیا و آخرت به او مى‏دهد، و بدون داشتن مال و قبیله قدرت و عزت به او مى‏بخشد، آن چنان که هر کس او را ببیند از او حساب مى‏برد، و بدن او را بر آتش دوزخ حرام مى‏کند».

مقایسه فضیلت‏هاى فوق با محتواى این سوره به خوبى نشان مى‏دهد که این پاداشها از آن کسانى است که «تلاوت» را مقدمه‏اى براى «اندیشه» و «اندیشه» را وسیله‏اى براى «ایمان و عمل» قرار مى‏دهند.



(آیه 1)- این سوره با دو آیه درباره نزول قرآن مجید آغاز شده که در یک آیه مبدأ نزول قرآن یعنى ذات پاک خدا مطرح است، و در آیه دیگر محتوا و هدف قرآن.

نخست مى‏گوید: «این کتابى است که از سوى خداوند عزیز و حکیم نازل شده است» (تَنْزِیلُ الْکِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ).




(آیه 2)- سپس به محتواى این کتاب آسمانى و هدف آن پرداخته، مى‏گوید: «ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم» (إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ).

چیزى جز «حق» در آن نیست، و مطلبى جز «حق» در آن مشاهده نمى‏کنى از همین رو حق طلبان به دنبال آن مى‏روند و تشنه کامان وادى حقیقت در جستجوى محتواى آنند.

و از آنجا که هدف از نزول آن دادن دین خالص به انسانهاست در پایان آیه مى‏افزاید: «پس خدا را پرستش کن و دین خود را براى او خالص گردان» (فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ).

«دین» مجموعه حیات معنوى و مادى انسان را در بر مى‏گیرد، و بندگان خالص خدا باید تمام شؤن زندگى خود را براى او خالص گردانند.




(آیه 3)- در این آیه بار دیگر روى مسأله «اخلاص» تأکید کرده، مى‏گوید:

«آگاه باشید که دین خالص از آن خداست»! (أَلا لِلَّهِ الدِّینُ الْخالِصُ).

این عبارت تاب دو معنى دارد:

نخست این که: آنچه را خدا مى‏پذیرد تنها دین خالص و تسلیم بى‏قید و شرط در برابر فرمان اوست.

دیگر این که: دین و آئین خالص را تنها از خدا باید گرفت، چرا که هر چه ساخته و پرداخته افکار انسانهاست نارساست، و آمیخته با خطا و اشتباه است.

این آیه در حقیقت بیان دلیل براى آیه قبل است، در آنجا مى‏گوید: خدا را روى اخلاص عبادت کن، و در اینجا مى‏افزاید: بدانید خدا تنها عمل خالص را مى‏پذیرد.

سپس به ابطال منطق سست و واهى مشرکان که راه اخلاص را رها کرده و در بیراهه شرک سرگردان شده‏اند پرداخته، چنین مى‏گوید: «و آنها که غیر خدا را اولیاى خود قرار دادند و دلیلشان این بود که: اینها را نمى‏پرستیم مگر به خاطر این که ما را به خداوند نزدیک کنند، خداوند روز قیامت میان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏کند» و آنجاست که فساد و تباهى اعمال و افکارشان بر همگان آشکار مى‏شود (وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی ما هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ).

این آیه در حقیقت تهدیدى است قاطع براى مشرکان که در روز قیامت که روز بر طرف شدن اختلافات و آشکار شدن حقائق است در میان آنها داورى مى‏کند، و آنان را به کیفر اعمالشان مى‏رساند، علاوه بر این که در صحنه محشر در برابر همگان رسوا مى‏شوند. قرآن مجید مخصوصا روى این نکته تأکید مى‏کند که انسان بدون هیچ واسطه‏اى مى‏تواند با خداى خود تماس گیرد.

نه او از ما دور است، و نه ما از او دوریم، تا نیازى به واسطه باشد، او از هرکس دیگر به ما نزدیکتر است، در همه جا حضور دارد، و در درون قلب ما جاى اوست.

بنابراین پرستش واسطه‏ها- خواه فرشتگان و جن و مانند آنها باشند، و خواه پرستش بتهاى سنگى و چوبى- یک عمل بى‏اساس و دروغین است، به علاوه کفران نعمتهاى پروردگار محسوب مى‏شود، چرا که بخشنده نعمت سزاوار پرستش است نه این موجودات بى‏جان یا سراپا نیاز.

لذا در پایان آیه مى‏گوید: «خداوند آن کس را که دروغگو و کفران کننده است هرگز هدایت نمى‏کند» (إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ کاذِبٌ کَفَّارٌ).

چرا که خود مقدمات بسته شدن درهاى هدایت را فراهم ساخته است.




(آیه 4)- او حاکم بر همه چیز است، چه نیازى به فرزند دارد؟

مشرکان علاوه بر این که بتها را واسطه و شفیعان نزد خدا مى‏دانستند عقیده دیگرى در باره بعضى از معبودان خود مانند فرشتگان داشتند که آنها را دختران خدا مى‏پنداشتند.

آیه شریفه به پاسخ این پندار زشت پرداخته، مى‏گوید: «اگر (به فرض محال) خدا مى‏خواست فرزندى انتخاب کند از میان مخلوقاتش آنچه را مى‏خواست بر مى‏گزید» (لَوْ أَرادَ اللَّهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً لَاصْطَفى‏ مِمَّا یَخْلُقُ ما یَشاءُ).

«منزه است (از این که فرزندى داشته باشد) او خداوند یکتاى پیروز است» (سُبْحانَهُ هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ).

آیه در صدد بیان این مطلب است که فرزند لابد براى «کمک» یا «انس روحى» است، به فرض محال که خداوند نیاز به چنین چیزى داشت فرزند لزومى نداشت، بلکه از میان مخلوقات شریف خود کسانى را بر مى‏گزید که این هدف را تأمین کنند چرا فرزند انتخاب کند؟

ولى از آنجا که او واحد و یگانه و قاهر و غالب بر همه چیز و ازلى و ابدى است نه نیازى به کمک کسى دارد، و نه وحشتى در او تصور مى‏شود که از طریق انس گرفتن با چیزى بر طرف گردد و نه احتیاج به ادامه نسل دارد، بنابراین او منزه و پاک است از داشتن فرزند خواه فرزند حقیقى باشد و یا فرزند انتخابى.




(آیه 5)- سپس براى تثبیت این واقعیت که خدا هیچ نیازى به مخلوقات ندارد، و نیز براى بیان نشانه‏هائى از توحید و عظمتش مى‏فرماید: «آسمانها و زمین را به حق آفرید» (خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ).

حق بودن آنها دلیل بر این است که هدفى بزرگ در کار بوده که آن چیزى جز تکامل موجودات، و در پیشاپیش آنها انسان، و سپس منتهى شدن به رستاخیز نیست.

بعد از بیان این آفرینش بزرگ به گوشه‏اى از تدبیر عجیب و تغییرات حساب شده و نظامات شگرف حاکم بر آنها اشاره کرده، مى‏گوید: «شب را بر روز مى‏پیچد و روز را بر شب» (یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَى النَّهارِ وَ یُکَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّیْلِ).

نکته لطیفى که در این تعبیر قرآنى، نهفته این است که زمین کروى است و به دور خود گردش مى‏کند و بر اثر این گردش، نوار سیاه شب و نوار سفید روز دائما گرد آن مى‏گردند، گوئى از یکسو نوار سفید بر سیاه و از سوى دیگر نوار سیاه بر سفید پیچیده مى‏شود.

به هر حال قرآن مجید در مورد نظام «نور» و «ظلمت» پیدایش شب و روز تعبیرات گوناگونى دارد که هر کدام به نکته‏اى اشاره مى‏کند و از زاویه خاصى به آن مى‏نگرد.

سپس به گوشه دیگرى از تدبیر و نظم این جهان پرداخته، مى‏گوید:

«و خورشید و ماه را مسخر فرمان خویش قرار داد که هر کدام تا سرآمد معینى به حرکت خود ادامه مى‏دهند» (وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّى).

نه خورشید در حرکتى که به گرد خود دارد، یا حرکتى که با مجموع منظومه شمسى به سوى نقطه خاصى از کهکشان پیش مى‏رود کمترین بى‏نظمى از خود نشان مى‏دهد، و نه ماه در حرکت خود به دور زمین و به دور خودش، و در همه حال سر بر فرمان او دارند، «مسخر قوانین آفرینش» اویند، تا سرآمد عمرشان به وضع خود ادامه مى‏دهند.

در پایان آیه به عنوان تهدید مشرکان در عین گشودن راه بازگشت و لطف و عنایت مى‏فرماید: «آگاه باشید که او قادر و آمرزنده است»! (أَلا هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفَّارُ).

به مقتضاى عزت و قدرت بى‏انتهایش هیچ گنهکار و مشرکى نمى‏تواند از چنگال عذابش بگریزد، و به مقتضاى غفاریتش پرده بر روى عیوب و گناهان توبه کاران مى‏افکند و آنها را در سایه رحمتش قرار مى‏دهد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی