قرآن; کتاب زندگی...کتابی برای هدایت

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ
مشخصات بلاگ
قرآن; کتاب زندگی...کتابی برای هدایت

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا (30 فرقان )
و پیامبر گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها کردند

در تاریخ 93/09/27 تصمیم گرفتیم با گروهی از دوستان روزانه یه صفحه قرآن بخونیم
و هر کس توی هر صفحه ای نکته ای براش جالب بود ، یا چیزی در موردش می دونست ، یا تفسیری در مورد اون صفحه خونده بود رو با یقیه به اشتراک بذاره
اینجا رو هم بنا کردیم برای اینکه اگه خواستیم یه روزی مروری به مطالب بکنیم برامون ساده تر باشه
و یا اگه دوستی وسطای راه بهمون پیوست بتونه مطالب قبلی رو مرور کنه
شایدم یه زمانی بچه هامون خواستن بدونن فهم مادراشون از قرآن چه جوری بوده
هر چند امیدواریم که به زودی حضرت مهدی علیه السلام ظهور کنن و ما و بچه هامون قرآن رو همونجور بفهمیم که باید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

آخرین مطالب

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سوره توبه» ثبت شده است

يكشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۱۷ ب.ظ

187 . صفحه 187



سی و یکم خرداد :


نفیسه :



سوره توبه نهمین سوره از قرآن مجید است.
این سوره در «مدینه» نازل شده و 129 آیه است.
توجه به این نکات قبل از تفسیر سوره لازم است:
1- نامهاى این سوره:
مفسران براى این سوره نامهاى زیادى که بالغ بر ده نام مى‏شود ذکر کرده‏اند، که از همه معروفتر «برائت» و «توبه» و «فاضحه» است.
2- تاریخچه نزول سوره:
این سوره آخرین سوره یا از آخرین سوره‏هایى است که بر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در مدینه نازل گردید، آغاز نزول آن را در سال نهم هجرت مى‏دانند، و قسمتى از آن پیش از جنگ تبوک، و قسمتى به هنگام آمادگى براى جنگ، و بخش دیگرى از آن پس از مراجعت از جنگ نازل شده است.
آیات آغاز این سوره که پیرامون وضع باقیمانده مشرکان بود در مراسم حج به وسیله امیر مؤمنان على علیه السّلام به مردم ابلاغ شد.
3- محتواى سوره:
قسمت مهمى از این سوره پیرامون باقیمانده مشرکان و بت پرستان و قطع رابطه با آنها، و الغاء پیمانهایى است که با مسلمانان داشتند.
قسمت مهم دیگرى از این سوره از منافقان و سرنوشت آنان سخن مى‏گوید، و به مسلمانان شدیدا هشدار مى‏دهد و نشانه‏هاى منافقان را بر مى‏شمرد.
بخش دیگرى از این سوره پیرامون اهمیت جهاد در راه خدا و اتحاد صفوف است. بخش مهم دیگرى از این سوره به عنوان تکمیل بحثهاى گذشته از انحراف اهل کتاب (یهود و نصارى) از حقیقت توحید، و انحراف دانشمندانشان از وظیفه رهبرى و روشنگرى سخن مى‏گوید.
و از آنجا که جامعه اسلامى در آن روز نیازهاى مختلفى پیدا کرده بود، که مى‏بایست برطرف گردد، به همین مناسبت بحثى از زکات، و پرهیز از تراکم و کنز ثروت، و لزوم تحصیل علم، و وجوب تعلیم افراد نادان را یادآور مى‏شود.

علاوه بر مباحث فوق، مباحث دیگرى مانند داستان هجرت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله، مسأله ماههاى حرام که جنگ در آن ممنوع است، موضوع گرفتن جزیه از اقلیتهاى دینى و امثال آن به تناسب مطرح گردیده است.اهمیت نکات مختلفى که در این سوره به آن اشاره شده به قدرى زیاد است که از پیامبر نقل شده که فرمود: سوره برائت و توحید با هفتاد هزار صف از صفوف ملائکه بر من نازل گردید و هر کدام اهمیت این دو سوره را توصیه مى‏کردند!
4- چرا این سوره «بسم الله» ندارد؟
پاسخ این سؤال را چگونگى شروع این سوره به ما مى‏دهد، زیرا این سوره در واقع با اعلان جنگ به دشمنان پیمان شکن، و اظهار برائت و بیزارى و پیش گرفتن یک روش محکم و سخت در مقابل آنان آغاز شده است، و روشنگر خشم خداوند نسبت به این گروه است و با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» که نشانه صلح و دوستى و محبت و بیان کننده صفت رحمانیت و رحیمیت خداست، تناسب ندارد.

بنابراین، امروزه نیز باید این سوره را بدون بسم الله خواند و اگر این سوره را با بسم الله به عنوان جزئی از سورۀ توبه بیاوریم، بدعت انجام داده ایم و اشکال دارد، اما اگر بسم الله را به صورتی بگوییم که جزئی از این سوره محسوب نشود، اشکالی در گفتن آن نیست.
5-فضیلتهای سوره:
فضایل این سوره همانهایی بود که در ابتدای سوره انفال مشترکا برای دو سوره انفال وتوبه آورده شد.

(آیه 1)- پیمانهاى مشرکان الغاء مى‏شود!در محیط دعوت اسلام گروههاى مختلفى وجود داشتند. گروهى با پیامبر صلّى اللّه علیه و آله هیچ گونه پیمانى نداشتند، و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در مقابل آنها نیز هیچ گونه تعهدى نداشت.گروههاى دیگرى در «حدیبیه» و مانند آن پیمان ترک مخاصمه با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بسته بودند. در این میان بعضى از طوائفى که با پیامبر صلّى اللّه علیه و آله پیمان بسته بودند، یک جانبه و بدون هیچ مجوزى پیمانشان را به خاطر همکارى آشکار با دشمنان اسلام شکستند، و یا در صدد از میان بردن رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله برآمدند.این آیه به تمام مشرکان- بت پرستان- اعلام مى‏کند که: هرگونه پیمانى با مسلمانان داشته‏اند، لغو خواهد شد، مى‏گوید: «این اعلام برائت و بیزارى خداوند و پیامبرش از مشرکانى که با آنها عهد بسته‏اید، مى‏باشد»(بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ).از روایات اسلامى استفاده مى‏شود که على علیه السّلام مأمور شد در آن روز چهار موضوع را به مردم ابلاغ کند:
1- الغاى پیمان مشرکان.
2- عدم حق شرکت آنها در مراسم حجّ در سال آینده.
3- ممنوع بودن طواف افراد عریان و برهنه که تا آن زمان در میان مشرکان رائج بود.
4- ممنوع بودن ورود مشرکان در خانه خدا.

(آیه 2)- سپس براى آنها یک مهلت چهار ماهه قائل مى‏شود، که در این مدت بیاندیشند، و وضع خود را روشن سازند، و پس از انقضاى چهار ماه یا باید دست از آیین بت پرستى بکشند و یا آماده پیکار گردند، مى‏گوید:«چهار ماه در زمین آزادانه به هر کجا مى‏خواهید بروید»(فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ).ولى بعد از چهار ماه وضع دگرگون خواهد شد«اما بدانید که شما نمى‏توانید خداوند را ناتوان سازید، و از قلمرو قدرت او بیرون روید» (وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ).و نیز بدانید که: «خداوند کافران مشرک و بت پرست را سر انجام خوار و رسوا خواهد ساخت»(وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْکافِرِینَ).

(آیه 3)- آنها که پیمانشان محترم است:قرآن بار دیگر موضوع الغاى پیمانهاى مشرکان را با تأکید بیشترى عنوان کرده و حتى تاریخ اعلام آن را تعیین مى‏کند و مى‏گوید: «این اعلامى است از طرف خدا و پیامبرش به عموم مردم در روز حج اکبر (روز عید قربان) که خداوند و فرستاده او از مشرکان بیزارند» (وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِی‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ رَسُولُهُ).در حقیقت خداوند مى‏خواهد با این اعلام عمومى در سرزمین مکّه و آن هم در آن روز بزرگ راههاى بهانه جویى دشمن را ببندد و زبان بدگویان را قطع کند تا نگویند ما را غافلگیر ساختند و ناجوانمردانه به ما حمله کردند.سپس روى سخن را به خود مشرکان کرده و از طریق تشویق و تهدید براى هدایت آنها کوشش مى‏کند، نخست مى‏گوید: «اگر توبه کنید (و به سوى خدا باز گردید و دست از آیین بت پرستى بردارید) به نفع شماست» (فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ).یعنى قبول آیین توحید به نفع شما و جامعه شما و دنیا و آخرت خودتان است و اگر نیک بیندیشید همه نابسامانیهایتان در پرتو آن، سامان مى‏یابد، نه این که سودى براى خدا و پیامبر در برداشته باشد.بعد به مخالفان متعصب و لجوج هشدار مى‏دهد که:«اگر (از این فرمان که ضامن سعادت خودتان است) سرپیچى کنید بدانید هرگز نمى‏توانید خداوند را ناتوان سازید» و از قلمرو قدرت او بیرون روید (وَ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ).
و در پایان آیه به کسانى که با سرسختى مقاومت مى‏کنند اعلام خطر مى‏نماید و مى‏گوید:«کافران بت پرست را به عذاب دردناک بشارت ده»(وَ بَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِیمٍ).

(آیه 4)- این الغاى یک جانبه پیمانهاى مشرکان، مخصوص کسانى بود که نشانه‏هایى بر آمادگى براى پیمان شکنى از آنها ظاهر شده بود، لذا در این آیه یک گروه را استثنا کرده، مى‏گوید: «مگر آن دسته از مشرکین که با آنها پیمان بسته‏اید و هیچ گاه بر خلاف شرایط پیمان گام برنداشتند و کم و کسرى در آن ایجاد نکردند، و نه احدى را بر ضد شما تقویت نمودند»(إِلَّا الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئاً وَ لَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَداً).«در مورد این گروه تا پایان مدت به عهد و پیمانشان وفادار باشید»(فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى‏ مُدَّتِهِمْ) «زیرا خداوند پرهیزکاران (و آنها را که از هرگونه پیمان شکنى و تجاوز اجتناب مى‏کنند) دوست مى‏دارد» (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ).

(آیه 5)- شدت عمل توأم با نرمش: در اینجا وظیفه مسلمانان پس از پایان مدت مهلت مشرکان، یعنى چهار ماه بیان شده است و شدیدترین دستور را درباره آنها صادر کرده، مى‏گوید:«هنگامى که ماههاى حرام (مهلت چهار ماهه) پایان گیرد، بت پرستان را هر کجا یافتید به قتل برسانید» (فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ).سپس مى‏گوید: «آنها را بگیرید و اسیر کنید» (وَ خُذُوهُمْ).«و آنها را در حلقه محاصره قرار دهید» (وَ احْصُرُوهُمْ).«و در کمین آنها در هر نقطه‏اى بنشینید و راهها را بر آنها ببندید» (وَ اقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ).این شدت عمل به خاطر آن است که برنامه اسلام ریشه کن ساختن بت پرستى از روى کره زمین بوده، زیرا بت پرستى مذهب و آیین نیست که محترم شمرده شود.ولى این شدت و خشونت نه به مفهوم این است که راه بازگشت به روى آنها بسته شده باشد، بلکه در هر جا و در هر لحظه بخواهند مى‏توانند جهت خود را تغییر دهند، لذا بلافاصله اضافه مى‏کند:«اگر آنها توبه کنند و به سوى حق بازگردند و نماز را برپا دارند و زکات را ادا کنند، آنها را رها سازید» و مزاحمشان نشوید (فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ).«زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است»، و کسى را که به سوى او بازگردد، از خود نمى‏راند (إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ).

(آیه 6)- سپس این موضوع را با دستور دیگرى تکمیل مى‏کند تا تردیدى باقى نمانده که هدف اسلام از این دستور تعمیم توحید و آیین حق و عدالت است، نه استعمار و استثمار و قبضه کردن اموال یا سرزمینهاى دیگران، مى‏گوید: «اگر یکى از بت پرستان از تو درخواست پناهندگى کند به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود» (وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ).یعنى در نهایت آرامش با او رفتار کن، و مجال اندیشه و تفکر را به او بده تا آزادانه به بررسى محتواى دعوت تو بپردازد، و اگر نور هدایت بر دل او تابید آن را بپذیرد.بعد اضافه مى‏کند که: «او را پس از پایان مدت مطالعه به جایگاه امن و امانش برسان» تا کسى در اثناء راه مزاحم او نگردد (ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ).و سر انجام علت این دستور سازنده را چنین بیان مى‏کند: «این به خاطر آن است که آنها قومى بى‏اطلاع و ناآگاهند» (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ).بنابراین اگر درهاى کسب آگاهى به روى آنها بازگردد، این امید مى‏رود که از بت پرستى که زاییده جهل و نادانى است خارج شوند، و به راه توحید و خدا که مولود علم و دانش است گام بگذارند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۷
* مسافر