65 . صفحه 65
سی ام بهمن :
وحیده :
آیه 116 و 117؛
بارها
قرآن اعلام کرده که نه مال، نه فرزند، نه خویشان، نه همسر، نه دوست، نه
مولا و نه هیچ چیز دیگر، در برابر قهر خدا ذرهای کارساز نیست.
کلمهی «صر»، به معنای گرما و سرمای سوزان است.
بودجههایی که کفار در راه باطل صرف میکنند، همچون بذرپاشی در کشتزاری است که با یک باد سوزان نابود میشود.
** عقیده، در عمل مؤثر است. کفر، سبب محرومیت از برکات انفاق میگردد. «ان الذین کفروا... مثل ما ینفقون»
** یکی از عوامل حوادث و بلایای طبیعی، گناهان بشر است. «ریح فیها صر اصابت حرث قوم ظلموا»
**گناه، کارهای نیک را نابود میکند. «ظلموا انفسهم فاهلکته»
**قهر خداوندی ظلم نیست، بلکه بازتاب عملکرد خود انسانهاست. «وما ظلمهم الله ولکن انفسهم یظلمون»
ایه 118:
دشمن برای ما چه آرزو میکند؟
اگر به واژهی «ود» در قرآن بنگریم، آرزوهای دشمنان را درباره خود در مییابیم: به عنوان مثال:
1:او میخواهد ما از سلاح و سرمایهی خود غافل باشیم. «ودالذین کفروا لو تغفلون عن اسلحتکم و امتعتکم»
2:او از ما سازش و نرمش میخواهد. «ودوا لو تدهن فیدهنون»
3: او برای ما رنج و فشار و زحمت میخواهد. «ودوا ما عنتم»
4: او برای ما ارتداد و بازگشت از دین را میخواهد. «ود کثیر من اهل الکتاب لو یردونکم من بعد ایمانکم کفارا»
پیام هاى این ایه:
** بیگانگان را محرم اسرار خویش قرار ندهیم. «لا تتخذوا بطانة من دونکم.
**رازداری، یک وظیفهی قطعی است. «لاتتخذوا بطانة من دونکم»و هر کسى را هم محرم اسرار خود قرار ندهیم.
**اولین حرکت و خطر دشمن، تهاجم فرهنگی است. دشمن در ضربه زدن به فکر و اندیشه کوتاهی نمیکند. «لایألونکم خبالا»
**روابط
صمیمی با دشمن توطئهگر، نشانهی بیعقلی است. برخورد با صفا، با افراد
بیصفا، کم عقلی است. «ما تخفی صدورهم اکبر... ان کنتم تعقلون»
**مؤمن
بودن مسألهای است و عاقل بودن مسأله دیگر، لذا در این آیه خداوند به
مؤمنان میفرماید: کفار را محرم اسرار خود قرار ندهید، اگر عقل دارید. «یا
ایها الذین آمنوا... ان کنتم تعقلون»
ایه 119: در صدر آیه، کلمهی «ها» برای هشدار و تنبیه آمده است.
**دوستی باید دو جانبه باشد وگرنه مایهی ذلت و خودباختگی و احساس حقارت است. «تحبونهم و لا یحبونکم»
**گمان نکنید محبت شما، دشمنان کینهتوز را نسبت به شما دلگرم میکند. «تحبونهم... عضواعلیکم الانامل من الغیظ»
** دشمن نسبت به شما غضب ندارد، غیظ دارد. غیظ در مواردی بکار میرود که ظرف انسان از غضب پر شده باشد. «من الغیظ»
**
دشمنان خود را تحقیر کنید. «موتوا بغیظکم»وگاهی مسائل روانی چون حسد
وکینه، انسان را تا سرحد مرگ پیش میبرد.و گاهی اعلان نفرت و نفرین لازم
است. کافران کینهتوز و منافقان حیلهگر شایستهی نابودی هستند. «موتوا
بغیظکم»
** خداوند به اسرار دلها آگاه است. «علیم بذات الصدور»
اگر
باور کنیم که خداوند همه چیز را میداند، کمتر دست به حیله و فریب
میزنیم. منافقان توطئهگر نیز بدانند که خداوند عملکرد آنان را میداند و
به موقع پاسخ خواهد داد.
ایه
120: این آیه راه شناخت دوست و دشمن را بیان میکند، که بهترین راه آن،
توجه به روحیات و عکسالعمل آنها در مواقع کامیابی و یا ناکامی مسلمانان
است.
در آیات قبل، به مسلمانان سفارش نمود که دشمنان را نه همراه
بگیرند و نه دوست. این آیه میفرماید: این برخورد ممکن است تاوان سختی
داشته باشد و آنان بر علیه شما توطئه کنند، بنابراین شما باید اهل صبر و
تقوا باشید، تا حیلههای آنان ضربهای به شما نزند.
** حسادت دشمنان
به قدری است که اگر اندک خیری به شما برسد، ناراحت میشوند. «ان تمسسکم
حسنة تسؤهم» و در برابر حسودانی که از رشد ما ناراحتند، چارهای جز صبر و
تقوا نیست. «ان تصبروا و تتقوا لایضرکم»
مریم:
موتو بغیظکم
به نظر این جمله اوج عصبانیت خدا رو نشون میده
برید بمیرید!
چقد ناراحتی وعصبانیت توی این جمله هست...
نفیسه :
116.نقطه
مقابل افراد با ایمان وحق جو که وصفشان در ایات قبل امد،کافران وستمگران
هستند که در این ایه وایه بعد توصیفشان میکند. در این که از امکانات مادى
تنها اشاره به ثروت و فرزندان شده، به خاطر آن است که مهمترین سرمایههاى
مادى، یکى نیروى انسانى است که به عنوان فرزندان ذکر شده است و دیگرى
سرمایه هاى اقتصادى مىباشد و بقیه امکانات مادى از این دو سر چشمه
مىگیرد.
قرآن با صراحت مىگوید: امتیازهاى مالى، و قدرت جمعى، به
تنهایى نمىتواند در برابر خداوند، امتیازى محسوب شود، و تکیه کردن بر آنها
اشتباه است، مگر هنگامى که در پرتو ایمان و نیت پاک در مسیرهاى صحیح به
کار گرفته شوند.
117.در این آیه اشاره به وضع بذل و بخششها و انفاقهاى ریاکارانه آنها نموده و ضمن یک مثال جالب سرنوشت آن را تشریح مىکند.
افراد
بىایمان و آلوده چون انگیزه صحیحى در انفاق خود ندارند روح خودنمایى و
ریاکارى همچون باد سوزان و خشککنندهاى بر مزرعه انفاق آنها مىوزد و آن
را بىاثر مىسازد.
به این ترتیب سرمایههاى خود را بیهوده از بین مىبرند، زیرا عمل فاسد جز اثر فاسد چه نتیجهاى مىتواند داشته باشد؟
118.عدهاى
از مسلمانان با یهودیان، به سبب قرابت، یا همسایگى، یا حقّ رضاع، و یا
پیمانى که پیش از اسلام بسته بودند، دوستى داشتند واسرار مسلمانان را به
آنان مىگفتند، بدین وسیله قوم یهود که دشمن سرسخت اسلام و مسلمین بودند و
به ظاهر خود را دوست مسلمانان قلمداد مىکردند، از اسرار مسلمانان مطلع
مىشدند، آیه نازل شد و به آن عده از مسلمانان هشدار داد که چون آنها در
دین شما نیستند، نباید آنان را محرم اسرار خود قرار دهید.ضمن تشبیه لطیفى
به مؤمنان هشدار مىدهد، مىگوید: «اى کسانى که ایمان آوردهاید! غیر از هم
مسلکان خود براى خود، دوست و همرازى انتخاب نکنید، و بیگانگان را از اسرار
و رازهاى درونى خود با خبر نسازید»
هرگز سوابق دوستى و رفاقت آنها با
شما مانع از آن نیست که به خاطر جدایى در مذهب و مسلک آرزوى زحمت و زیان
شما را در دل خود نپرورانند، بلکه «پیوسته علاقه آنها این است که شما در
رنج و زحمت باشید»
آنها براى این که شما از مکنونات ضمیرشان آگاه نشوید،
و رازشان فاش نگردد، معمولا در سخنان و رفتار خود مراقبت مىکنند، و با
احتیاط و دقت حرف مىزنند، ولى با وجود این «آثار عداوت و دشمنى از لابلاى
سخنان آنها آشکار است»
خلاصه این که خداوند بدین وسیله طریقه شناسایى
باطن دشمنان را نشان داده واز ضمیر باطن وراز درونیشان خبر میدهد.انچه از
عداوت ودشمنی در دلهای انهاست به مراتب از انچه که بر زبان میاورند بزرگتر
است .خداوند اینگونه ایات خود رابیان میکند تا کمی در ان تفکر کنید و دوست
را از دشمن تمییز دهید.
119.در
این آیه مىفرماید: «شما اى جمعیت مسلمانان آنان را روى خویشاوندى و یا
همجوارى و یا به علل دیگر دوست مىدارید، غافل از این که آنها شما را دوست
نمىدارند، در حالى که شما به تمام کتابهایى که از طرف خداوند نازل شده
(اعم از کتاب خودتان و کتابهاى آسمانى آنها) ایمان دارید، ولى آنان به کتاب
آسمانى شما ایمان ندارند»
سپس قرآن چهره اصلى آنها را معرفى کرده،
مىگوید: «این دسته از اهل کتاب منافق هستند، چون با شما ملاقات کنند،
مىگویند ما ایمان داریم و آیین شما را تصدیق مىکنیم، ولى چون تنها شوند،
از شدت کینه و عداوت و خشم سر انگشتان خود را به دندان مىگیرند»
اى پیامبر! «بگو: با همین خشمى که دارید، بمیرید» و این غصّه تا روز مرگ دست از شما برنخواهد داشت
شما از وضع آنها آگاه نبودید، و خدا آگاه است «زیرا خداوند از اسرار درون سینهها باخبر است»
120.
در این آیه یکى از نشانههاى کینه و عداوت آنها بازگو شده است که «اگر فتح
و پیروزى و پیشامد خوبى براى شما رخ دهد، آنها ناراحت مىشوند، و چنانچه
حادثه ناگوارى براى شما رخ دهد خوشحال مىشوند»
«اما اگر در برابر
کینهتوزیهاى آنها استقامت کنید، و پرهیزکار و خویشتن دار باشید، آنان
نمىتوانند به وسیله نقشههاى خائنانه خود به شما لطمهاى وارد کنند، زیرا
خداوند به آنچه مىکنید کاملا احاطه دارد»
121.از این به بعد آیاتى شروع مىشود که در باره یک حادثه مهم و پردامنه اسلامى یعنى جنگ «احد» نازل شده.
در
آغاز اشاره به بیرون آمدن پیامبر از مدینه براى انتخاب لشکرگاه در دامنه
احد کرده و مىگوید: «به خاطر بیاور اى پیامبر! آن روز را که صبحگاهان از
مدینه از میان بستگان و اهل خود بیرون آمدى تا براى مؤمنان پایگاههایى براى
نبرد با دشمن آماده سازى و خداوند شنوا و داناست»
اعظم :
آیات
این صفحه خیلی مهم بود خیلی از مرزها رو هم مشخص می کرد .... "قدبدت
البغضاء من افواهمم و ماتخفی صدورهم اکبر " دشمنیشون از حرفاشون معلومه ولی
اونچه در سینه دارن عظیم تره از بغض و کینه و غیظ ..... اگر تعقل داشته
باشین .... واقعا اگه آدم عاقل باشه میتونه تو حرفای این جور آدما بفهمه
میزان دشمنیشون رو هر چند هم بخوان مخفی کنن .... به قولی دم خروس پیداست
معمولا مگه ما خودمون رو به نادونی بزنیم
نشانه رو خداوند در این آیات خیلی واضح بیان کرده
..................................................................................................
مباحثه آیات سوال برانگیز :
هانیه:
من از ایات ص 66 سوال دارم لطفا! ایه ۱۱۷ تکلیف اونایی که بخاطر انسانیت و اخلاقیات کارهای خوب می کنند چی می شه ؟
اخه
خدا که به اسرار سینه ها اگاهه اما حداقل من می شناسم اطرافمو که بدلیل
این همه چیزهای منفی که از خداپرستان دیدند یعنی حداقل تاریخ این کارو کرده
(قبول دارم اگه خودشون بروند دنبالش حقیقتو پیدا می کنند اما ممکنه در
زمان زندگی شون این اجاره را نده یعنی تا بخواد چشماشون باز بشه ....) اما
بخاطر انسان دوستی و اخلاق مداری زندگی می کنند و به دیگران م یبخشند
مریم:
البته
خدا اجرکارهای خیر هیچکس رو ضایع نمیکنه ولی هر نتیجه ای که عمل نیک افراد
در پی ذاره وزنش فرق داره,درست مثل اینه که سوال کتبی امتحان رو چجور جواب
بدی,افرادمختلف بسته به کیفیت وکمیت جواب درستشون,نمره میگیرن,ممکنه یه
نفر فقط جواب سوال رو فقط با بله وخیرجواب بده قطعا نمره کمتری میگیره,ولی
کسیکه توضیح منطقی و درست وکامل میده نمره ی کامل رو میگیره
البته این یه مثال بود که خیلی ناتوانه در تصویرسازی ومشابهت,
موضوع
اینه که دنیاباقوانینش اداره میشه,قوانینی که شامل قوانین مادی ومعنوی
هستش,مثلا آتش خاصیت سوزانندگی داره یا جسم تیز خاصیت بریدن داره,یا قانون
جاذبه و حرکت سیارات و..... کلا هرچیزی که آفریده شده درونش یه پردازنده ی
مرکزی هست که توش تمام قوانینی که برای تعادل وثبات و برقراربودن خود
جسم/موجود و دنیای اطرافش لازمه وجود داره و اون جسم/موجود براساس اون
ریزپردازنده حیاتش رو ادامه میده
قوانین همون ارزش ها هستن
چه مادی چه معنوی
این
قوانین مثل بند هستن که ازهرموجود/جسم به کل موجودات درکل دنیا وصل
هستن,درواقع این بندها تعادل شخص رو موجب میشن,تعادل همون ارامشه,وقتی بندی
قطع میشه موجود یه لرزشی رو درخودش احساس میکنه,تکون میخوره چون کمی
تعادلش بههم خورده,یعنی بهره ای از آرامش رو ازدست داده
در واقع وقتی پایبند به قوانین هستی خودت ارومی و نتیجه ی این ارامش رو به دیگران هم میدی وبه تعادل اونا کمک میکنی
هانیه:
این یعنی اونایی که به خدا ایمان ندارن در اون تعادلی که باید نیستن؟
مریم:
حالا قوانین خدا درقالب دین به انسان عرضه شده
باقی موجودات به صورت غریزی از اون ریزپردازنده پیروی میکنن
ولی ریزپردازنده ی وجود ما مثل بازی دومینوی مرحله مرحله است
باید یه کاری بکنی تا یه قسمتش ویه مرحله اش فعال بشه,
بگذریمدین به ما میگه برای اینکه درتعادل و ارامش باشیم و به ارامش بقیه کمک کنیم باید چطور زندگی کنیم
کیفیت وکمیت رو حتی در مورد فکرمون میگه,عمل که مرحله ی قبلشه!
وقتی ما به قوانین خدا که در قالب دین عرضه شده عمل میکنیم دنیای درون وبیرونمون در تعادله
مریم:
نه,هم خودشون رو تکون میدن وهم کل دنیا رو!
مریم:
این نظر منه...
ممکنه غلط باشه...
هانیه:
نه
مرسی بسیار مفید بود و کمک کننده. :) اما دوست داشتم می توانستم بهشون یه
نتیجه ملموس رو نشون بدم که ایمان بخدای یکتا یه ضرورته نه صرفا ارامش.
و من باز خودخواهانه برای کسب این ارامش اونو باور دارم مثلا بخشی از نقص خودم یا مشکلات زندگیمو میندازم روش دوش خدا. و....
هانیه:
یعنی بگم این از روی خودخواهی نیست از روی ضرورت. باید اینطور باشه نباشه یه جا تعدل نداره. ...
هانیه:
این عدم تعادل کجای زندگی اونا دیده میشه ؟
مریم:
ببین,تصور کن میلیونها بند به تو وصل باشه که همه ی اینا باهم به تعادل تو کمک کنه
تو با نادیده گرفتن هرقانونی یه بند رو پاره میکنی
ممکنه شخص تا مدتها متوجه نشه چه اتفاقی براش میفته,چون کم کم داره از تعادل خارج میشه
ولی
یه جایی میرسه که دیگه نمیتونه ثابت باشه و برای اینکه نیفته باید هی خودش
رو اینور و اونور بندازه و....همبن باعث میشه بندای لیشتری پاره بشه و
اوضاع بدتر,بشه
تعادلی که من میگم کل زندگی رو دربرمیگیره
بذار یه مساله رو بگم که الان خیلیا درگیرشن! روزی,مال,
الان
همه دنبال این هستن که پول بیشتری بدست بیارن,فکرمیکنن که پول ارامش
میاره,درصورتیکه من میشناسم کسانی رو که توی بدست اوردن قوت روزانه شونم
مشکل دارن ونمیتونن نیاز روزانه شونم تامین کنن,اما خوشبختن واروم,وبسیار
ارومن,این ارامش از اونجاست که به قانون خدا که روزی دست خودشه اعتماد دارن
و باور دارن و پایبندش هستن که اگر به این باور نرسیده بودن برای بدست
اوردن پول,حرص میخوردن و این حرص خوردن بهره ای از ارامش رو ازشون میگرفت
البته این بحث خیلی مفصله و توضیحش اینجا سخته
قوانین خدا,بندایی که وصلن به کل دنیا... نقش ما....و و و و
مریم:
عذر میخوام که با گفتن این حرفا بیشتر سردرگمت کردم
مریم:
در کل هرکس بهره ی کارنیکش رو قطعا خواهد گرفت,اما خب کیفیت و کمیتش متفاوت خواهد بود!
در واقع مصداق هرچی پول بدی آش میخوری!!
البته خب فرق داره نوع پاداش,اندازه اش,وحتی تاثیری که در زندگیت میذاره...
گاهی تاثیری که یه کارخوب توی روح فرد بجا میذاره از پاداشش مهمتره
کلا....
من در گیج کردن افراد تبحرخاصی دارم!
توی دانشگاه هم دوستام میگفتن تو توضیح ندی بهتره,واسه اینکه فقط بیشتر گیجمون میکنی!!!!
من بازم عذر میخوام.
هانیه:
نه مفید بود ممنونم :) از توضیحات و وقتی که گذاشتین. راستش ذهنم
قبلا خیلی بیشتر از اینها درگیر بود الان دیگه به این رسیدم تا خودش نخواد
هیچ کی راه درستو نمیره.
و خودش بسیار من بانتر از منبه بنده هاشه.
حتما نمره جوابای درستشونو میده.
هانیه:
ممنونم
اعظم :
قبلا هم گفتیم اینکه خداونو با اونا چه میکنه خیلی به ما ربطی نداره در حد اختیارات ما نیست این قضاوت
حتی
مسلمانانی مثل ما هم هستن که خیلی از کاراشون رو لزوما به خاطر رضای
خداوند انجام نمی دن به عبارتی خالص نیستن مثلا توش ریا داره
یا برای رضای دیگران هستش
یا منفعتی مثل کسب اعتبار ،مال یا ارامش هستش
یعنی صرفا مسلمون بودن و عمل خوب انجام دادن هم مستلزم ثواب اخروی نیست
ایه داریم :
مَن کاَنَ یُرِیدُ الْحَیَوةَ الدُّنْیَا وَ زِینَتهََا نُوَفِّ إِلَیهِْمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَ هُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ
کسانى
که زندگى دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور کامل در
[همین] دنیا به آنان مىدهیم و در آن چیزى از آنان کاسته نخواهد شد.
خداوند بخیل نیست اگه کسی تلاش کنه نتیجه اش رو می بینه ولی تو همین دنیا
چون بیشتر از اینم نمی خواسته اون موقع اصلا اخرتی تو ذهنش نبوده که حالا اخرت بهش چیزی بدن
به قولی مثل این می مونه کسی واسه همسایه اش کاری انجام بده بیاد از شما حق و حقوقش رو بگیره
منطقیه اصلا ؟
یه چیز دیگه هم هست میدونی که در اخرت حقیقت اعمال به ادم بر میگرده
خب وقتی حقیقت عمل رو با توجه به نیت و تمام جوانب دیگه به ادم میدن پس ظلمی در کار نیست
یه نفر رو در نظر بگیر اصلا اسما مسلمون ولی نماز نمی خونه
چرا نمی خونه ؟
بری ته توش رو در بیاری یه عنادی توش هست
یه لجبازی
یه خودخواهی
یه تنبلی
یه سر تسلیم نیاوردن در مقابل خدا
....
چقدر تو سوره بقره خداوند گفت بنی اسراییل نمی خواستن تسلیم باشن علت انحرافشون هم همین بود
و گرنه مثلا مگه چه ایرادی تو ماهیگیری شنبه وجودداشت
چه دلیل علمیی
هیچی
خداوند میخواست کقرشون و تسلیم نبودنشون رو نشون خودشون بده
این یکی
یه مساله دیگه هم هست و اون استضعاف هستش
ایا کسی که ایمان نداره
خبر اسلام بهش رسیده یا نه
رسیده و نرفته دنبالش یه مساله است
نرسیده و نمی دونسته یه مساله
خیلی جای بحث است دو تا لینک خیلی خوب دارم حتما وقت بذار بخون
(نشد لینکا رو بذارم میتونین این جمله رو تو نت جستجو کنین و اولین نتیجه مربوط هستش به تبیان :)
پاداش کارهای خوبی که از افراد بی ایمان سر میزند!
دومی جامع تره و البته طولانیتر
این هم با همون سرچ به دست میاد منتها مال سایت برهانه
بهشتی شدن غیر مسلمانان و تکلیف اعمال خیر آنها، قسمت دوم
هنوز تو فکر هدایت ادما هستی هانیه جان ها ؟
خداوند به پیامبرش گفته تو بشیرا و نذیرا بیشتر نیستی هدایت دست ماست
ما اون وقت چی بگیم
مریم:
بسیار کامل و جامع بود 😄 خیلی ممنون عزیزم...
خواهش میکنم
اهدنا الصراط المستقیم
هانیه :
مرسی اعظم جان از این همه پیام خوبتون. حتما اون دو لینک رو ان شاء الله نگاه می کنم.
راستش
مسئله خوب بودن ادما و مسلمون نبودنشون برام هی سوال ایجاد می کنه. هدایت
که نه ، دارم تناقضات ذهنی مو حل می کنم. به این معتقد شدم تا خدا نخواد
برا خودم هیچ کاری نمیتوانم بکنم چه برسه دیگران. و چقدر کوتاه فکر می کردم
قبلا.
و سوال از اینجا برام
پیش اومد اگه یه غیر مسلمون یا مسلمونای از دین برگشته این ایه رو ازم
پرسیدن دلیل کافی برا حرفشون داشته باشم که خوب توضیحات شما و مریم جان ،
استناد به ایه های قبل و اینکه اگه با خودمون صادق باشم، اون عدم تعادل رو
واقعا میشه در جزئیات رفتاری شون دید.
(گفتم این وسط هر شبه ای می بینم بپرسم تا رفع بشه ).
و خوشحالم که دوستان خوبی دارم که همراهی می کنم :)))))
ممنونم :)))))
خیلی هم خوب کاری می کنی که می پرسی
هر چی درجه ایمان و اخلاص ادم تو هر کاری بالا میره نتیجه ای که عاید شخص میشه دامنه و عمق وسیعتری داره
میشه حکایت مولونا که میگه چون که صد امد نود هم پیش ماست
یعنی مثلا روانشناسی اومانیستی امروز میگه ادمایی که بهت بدی میکنن رو ببخش چون اینجوری خودت ارومتری
اما وقتی همین کار رو یه مومن مخلص به خاطر مبارزه با نفسش و چون خدا دوست داره انجام میده
علاوه بر رضوان الهی به اون ارامشه هم میرسه
گفتم یه بار سقف خوبی اومانیستی کوتاهه
دامنه تاثیرش وسعت و عمق خیلی کمی داری
مثل همون که خدا میگه شجره طیبه
اصلها ثابت و فرعها فی السماء
بر عکس یه گیاه یه ساله کم ریشه
هانیه:
دقیقا یادمه ، ممنونم